دوست من!
به خاطر داشته باش که:
خنده ها نه طعنه روزگار است به تاريکي شب و نه هواي مسموم ماندگار
خنده ها نورهاي رنگ باخته روزگارند و بوي تعفن وار گذرا
خنده ها حکم قاطع اعدام نيست ، اغاز بازي کودکانه عدالت است و عدالت اختراعي است براي توجيه ناتوانيها
خنده ها سبزه ی نفرت بار بهار است ، در رقابت با زرد مطبوع پاييز
خنده ها تعبير فلسفي قدرت نيست ، نشان مسلم شگفتي است
خنده ها مسير اشتباه وجدان است ، در موازات با گامهاي ديگران
و ديگران..............
ديگران نه نقشهاي حک شده اند و نه بودن هاي باور پذير
ديگران همان عابران نقابدارند که هرگز پديدار نميشوند
همانهايي که شايعه بودنشان نقل محافل است ولي فلسفه بودنشان هنوز به اثبات نرسيده است
همان نقشهاي رنگين پشت ديوار
همان مردگان هميشه حاضر
همانهايي که تو از اين پس نه بودنشان را ميبيني و نه خنده هايشان را ميشنوي
پس زندگي کن به شيوه خودت به راهي که اين بار تو برگزيده اي
درست يا غلط
زندگي کن نه از روي جبر که از روي اختيار
و بدان که اين اراده توست که روزگار را رقم ميزند
اراده اي که تنها و تنها از ان توست...
پ.ن : از وبلاگ سوده Take it EZ