يه شب مهتاب، ماه مياد تو خواب
منو ميبره، كوچه به كوچه
باغ انگوري، باغ آلوچه
دره به دره، صحرا به صحرا
اونجا كه شبا، پشت بيشهها
يه پري مياد، ترسون و لرزون
پاشو ميذاره، تو آب چشمه
شونه ميكنه، موي پريشون
يه شب مهتاب، ماه مياد تو خواب
منو ميبره، ته اون دره
اونجا كه شبا، يكه و تنها
تكدرخت بيد، شاد و پراميد
ميكنه به ناز، دستشو دراز
كه يه ستاره، بچكه مث، يه چيكه بارون
به جاي ميوهش، سر يه شاخهش ، بشه آويزون
يه شب مهتاب، ماه مياد تو خواب
منو ميبره، از توي زندون
مث شبپره، با خودش بيرون
آخرش يه شب، ماه مياد بيرون
از سر اون كوه، بالاي دره
روي اين ميدون، پهن ميشه خندون
يه شب ماه مياد ...
***
در شبی که آسمون پر ابرای سیاه بود ٬ دختر کوچولو مُرد !
پ.ن : دختره ی پر توقع !