تبليغاتX
زورتاک

 
 

 

 

برادر جان! نمی دونی چه دلتنگم

برادر جان نمی دونی چه غمگینم...

نمی دونی٬  نمی دونی برادر جان

گرفتار کدوم طلسم و نفرینم

نمی دونی چه سخته در به در بودن...

مثل طوفان همیشه در سفر بودن                    

برادر جان ٬برادر جان نمی دونی

چه تلخه وارث درد پدر بودن...

دلم تنگه برادر جان  دلم تنگه

دلم تنگه از این روز های بی امید

از این شبگردی های خسته و مایوس

از این تکرار بیهوده ٬ دلم تنگه

همیشه یک غم و یک درد و یک کابوس!

دلم تنگه برادر جان ٬ برادر جان دلم تنگه

دلم خوش نیست ٬ غمگینم برادر جان

از این تکرار بی رویا و بی لبخند

چه تنهایی غمگینی که غیر از من همه خوشبخت و عاشق

عاشق و خرسند...

به فردا دل خوشم شاید که فردا طلوع خوب خوشبختی من باشه !

 

 

پ.ن : رفیق این روزهای من است (:

 

 

+  86/04/08   ساعت     0   کوچک  |